close
تبلیغات در اینترنت
ترکها و ایران (۵)
loading...

آذربایجان

موسیقی ترکی آذربایجانی در موزه ایران باستان در تهران و موزه لور در قسمت تاریخ ایلام به مجسمه های کوچک نوازندگانی با قدمت دوهزاره قبل از میلاد برمی خوریم که همچون آشیقان ما سرپا ایستاده و ساز خود را برروی سینه نگاه داشته اند. چنین نوازندگانی را که مشابهش را می توان در میان ترکان…

ترکها و ایران (۵)

آذربایجانلی بازدید : 243 سه شنبه 22 آذر 1390 زمان : 23:0 نظرات ()

موسیقی ترکی آذربایجانی

در موزه ایران باستان در تهران و موزه لور در قسمت تاریخ ایلام به مجسمه های کوچک نوازندگانی با قدمت دوهزاره قبل از میلاد برمی خوریم که همچون آشیقان ما سرپا ایستاده و ساز خود را برروی سینه نگاه داشته اند.

چنین نوازندگانی را که مشابهش را می توان در میان ترکان امروزی پیدا کرد سرنخی از قدمت هنر موسیقی آشیقی بدست می دهد. آشیقان به عنوان راویان دردها، قهرمانی ها و داستان های ملت و گاه در نقش ریش سفیدان و خردمندان قوم خود از قداست و احترام خاصی در بین ملت ترک برخوردارند.

 این قداست و احترام را می توان در داستان هایی چون دده قورقود، کوراوغلو، آشیق غریب و ... مشاهده کرد که نقش اصلی از آن آشیقان است. آشیق با نامهای متفاوتی چون اوزان و بخشی در بین ملت های ترک شناخته شده است. آشیق یک نوازنده معمولی نیست. آشیق، یک ملت است و آنهم ملت ترک!

صفی الدین ارموی (قرن 13 میلادی) وعبدالقادر مراغه ای (قرن 14 میلادی) دو موسیقیدان بزرگ آذربایجانی با شهرتی جهانی هستند که در پی ریزی اصول علمی موسیقی نقش عمده ای را بازی کرده اند. موسیقی ترکی با انواع متفاوت خود شامل ماهنی ها (موسیقی فولکلور)، موسیقی آشیق، موسیقی مقامی (یا ردیفی)، موسیقی کلاسیک موسیقی عشایر-روستایی(شامل موسیقی قشقایی، شمال خراسان و ...) بالاخره اخیراً پاپ و جاز از تنوع، وسعت و ظرافت بی نظیری برخوردار است.

پرداختن به شهرت جهانی موسیقی آذربایجانی در این بحث کوتاه غیر ممکن است ولی تنها می توان افسوس خورد که جوانان ما غافل از این گنجینه گرانبهای خویش فقط خود را با موسیقی های بی مایه و غیر هنری غربی و فارسی مشغول ساخته اند.

در آذربایجان شمالی از اوایل قرن 20 فعالیتهای ارزشمند و زیادی در راستای تئوریزه کردن موسیقی آذربایجانی به عمل آمد که منجر به خلق اپراها، باله ها، سمفونی های مدرن ملی آذربایجانی (نظیر اپرای لیلی و مجنون، کور اوغلو، شاه اسماعیل، سئویل، نادرشاه و ...) با الهام از موسیقی غربی برای اولین بار در آسیا گشت که از شهرتی جهانی برخودارند.

 

در طول تاریخ ملت ترک آذربایجان چه خدمت هایی برای ایران کرده اند؟

آیا می دانید که آذربایجان زادگاه اولین چاپخانه، ترجمه اولین کتب خارجی، نخستین رمان، ادبیات کودک، نخستین کتابخانه عمومی، اولین شعر نو، اولین سینما، اولین نمایشنامه و تئاتر، اولین عکاسی، نخستین دانشگاه پزشکی، اولین دانشکده پرستاری و مامایی، نخستین کارخانه ها، نخستین انجمن زنان و اولین حق رأی به زنان، نخستین شهرداری، آموزش و پرورش نوین، نخستین مدرسه کرو لال ها، اولین مدرسه نابینایان، نخستین کودکستان و ... در ایران بوده است؟ شاید انتخاب تبریز به عنوان یک ولیعهدنشین در زمان قاجاریه نیز به خاطر همین پتانسیل استثنایی ملت آذربایجان بود ( منبع 11 ).

مؤسس اولین مدرسه به سبک نوین در ایران، میرزاحسن خان رشدیه بود که در همین راستا کتابی به اسم "وطن دیلی" نوشت که در سال 1312 قمری در تبریز چاپ شده است. ایرانی ها و بخصوص هموطنان فارس زبانمان رشد و گسترش زبان فارسی را نیز مدیون حکومت های ترک هستند ( منبع 12و13 ).

سرزمین آذربایجان، دانشمندانی چون پروفسور لطفی زاده واضع تئوری فازی، پروفسور حسین جوان از مخترعین لیزر، پروفسور جواد هیئت و پروفسور یحیی عدل از پیشگامان جراحی مدرن در ایران، پروفسور هشترودی را به جامعه علم و دانش معرفی کرده است. از مورخین و ادبیات شناسان معاصر ملی ترک نظیر پروفسور جواد هیئت، پروفسور ذهتابی، رحیم رئیس نیا، صمد سرداری نیا و ... نیز نام بردن لازم است.

آذربایجان مهد انقلاب مشروطه نیز بوده است که در زمان خود حرکتی بسیار مترقی محسوب می شد. حرکات آزادی خواهانه ای دیگر چون قیام شیخ محمد خیابانی، حکومت 21 آذر 1324 نیز از سرزمین آذربایجان برخواسته است. آذربایجانی ها در انقلاب اسلامی نیز بین ملت های ایران پیشرو بودند. آذربایجانی ها در اکثر جنگ های بین ایران و کشورهای دیگر چون جنگ چالدران، جنگ های ایران و روسیه پرچم دار جبهه بودند. در جنگ ایران و عراق نیز با همت لشکر عاشورای آذربایجان و اعطای شهدای فراوان بود که شهرهای خوزستان از دست بعثیان خارج شد.

آذربایجانی ها علاوه بر پرچمداری حرکات و نهضت های روشنفکری و آزادی خواهی در ایران و دلاوری و فداکاری در جبهه های جنگ، در صحنه های ورزشی نیز همیشه برای ایران افتخارآفرینی کرده اند. اما افسوس از ذره ای قدردانی!. متأسفانه در ایران با تلفیقی سیاستمدارانه، ترکان مردمانی سخت کوش معرفی می شوند که خانم هایشان دست پخت خوبی دارند! و نقش بنیادین آذربایجانی ها در جریانات روشنفکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به عمد فراموش می گردد.

 

آیا ترکان ایران یک ملت را تشکیل می دهند؟

از ملت دو تعریف متفاوت شده است، یکی تعریف اتنیک و قومی است که به مفهوم مجموعه ای از انسان ها با خصوصیات زبانی و تاریخی و فرهنگی مشترک است و دیگری مفهوم سیویک و سیاسی آن است که به مفهوم مجموعه ای از انسان ها با دولت و قانون مشترک و حقوق مساوی است که در نوشته حاضر اصطلاح تابعیت ( یا ملت- دولت) برای مفهوم دوم مناسبتر تشخیص داده شده است.

با این تعریف یک اردبیلی ترک جزء ملت ترک محسوب می شود که تابعیت ایرانی دارد. یعنی تعریف اتنیک و سیویک ملت در ضدیت با یکدیگر نیست، چندین ملت می توانند تابعیت واحدی داشته باشند و بالعکس ملت واحدی می تواند از تابعیت چندگانه برخوردار باشد. کشورهای کثیرالملله در دنیا نظیر ایران فراوان هستند و صحبت از ملت ترک و عرب و فارس و غیره به معنی سوق دادن کشور به سوی تجزیه نیست، بلکه آنچه یک کشور را به سوی هرج و مرج و تجزیه پیش می برد، قائل شدن حقوق نابرابر برای ملت ها است.

 سر آغاز شونیسم فارس در ایران

حال که مروری اجمالی به تاریخ و فرهنگ ترکان داشتیم، درک می کنیم که ما ترکان نه تنها همچون قارچهای یکروزه در ایران جوانه نزده ایم، بلکه ملتی با بیش از 27 میلیون جمعیت و ریشه ای چندین هزار ساله در منطقه سکونت خود هستیم. ما صاحب زبانی قدرتمند و زیبا و فرهنگ و ادبیاتی بسیار غنی هستیم که پشتوانه عظیمی برای ملت ما محسوب می شود.

اما دوباره به سئوالات اول نوشته برمی گردیم. چرا ما از هویت (کیملیک) و دارایی فرهنگی (وارلیق) خود بی خبر هستیم؟ و آنچه را از تاریخ ایران می دانیم اکثراً در جهت تحقیر ملت و فرهنگمان است؟

جواب را باید در 80 سال سیستم حاکم شونیسم فارس که ارمغان رژیم پهلوی است جست. شوونیسم یعنی اعتقاد به برتری نژادی و یا حقوقی ملتی بر ملت دیگر(تمجید بیمار گونه یک ملت همراه با تحقیر و تخریب ملل دیگر. این عبارت از اسم نیکلای شوون مداح دیوانه ناپلئون گرفته شده که با مدح ناپلئون و فرانسویان ملل دیگر را تخریب و تحقیر می کرد . عبارت هنر نزد ایرانیان است و بس یک ذره از دریای سیاه شووینزیم فارس میباشد . )  . با کنار رفتن قاجاریه یا آخرین حکومت ترک در ایران، رژیم نژادپرست پهلوی با نقاب وحدت ملی ولی دراصل برای خدمت به اربابان خارجی خود تمرکزگرایی (سانترالیسم) افراطی و یکسان سازی اجباری هویتی- فرهنگی کشور کثیرالملل ایران را در دستور کار خود قرار داد.

طبق سیستم جدید شوونیستی، ایران یعنی تنها سرزمین ملت فارس و دیگر ملت های ترک، کرد، عرب، بلوچ و ... باید از صحنه فرهنگی- سیاسی ایران محو می شدند. دلیل استعمارگران خارجی بخصوص انگلیس برای این سیاست نیز ایجاد قدرتی یکپارچه به عنوان سدی در مقابل رقیب استعماری روسیه (که به تازگی سیاستهای ضد سرمایه داری را نیز پیشه کرده بود) و ساده کردن بازی های استعماری خود در منطقه با جایگزینی یک مهره بجای چندین کانون قدرت ملی بود.

 البته دلایل دیگری نیز برای مبارزه با عنصر ترک نیز در این منطقه وجود داشت. اول خاطره تلخ اروپاییان از دولت مقتدر عثمانی و دیگری ترس از پیشرو بودن ملت ترک آذربایجان در حرکات روشنفکری و ضد استعماری بود، چرا که در آن زمان در نتیجه ارتباط زبانی ملت ترک آذربایجان با آزادیخواهان همزبان خود در آنسوی رود آراز و ترکیه دروازه ورود اندیشه های نو و آزادیخواهی به ایران بود.

این دوران مقارن بود با عصر نظریه های نژادپرستی به خصوص تئوری ساختگی نژاد برتر آریا در اروپا، که دستاویز استثمارگران شده بود. این تئوری های نژادپرستانه، ساخته و پرداخته اروپاییان، در ایران منبع الهام و تغذیه برای عده ای روشنفکر جیره خوار دربار پهلوی گشت تا با این رژیم در نابودی ملت های ایرانی غیر فارس همراه گردند. آنها برای نابودی دیگر ملت ها، یکسان سازی اجباری هویتی ملت ها را پیشه کرده و زبان و فرهنگ ملت ها را مورد حمله قرار دادند. حکومت مرکزی نابودی فرهنگی ملت ها را به نسل کشی ترجیح داد، هرچند که در مواردی نیز جنایت و خونریزی را نیز بر این ملت ها روا داشت.

فعالیت های شونیستی در این دوران عموماً در قالب ایده های پان ایرانیستی صورت می گرفت. پان ایرانیست ها طرفدار ایجاد ملت واحد ایرانی از طریق نابودی هویت ملت های غیر فارس و فارس سازی اجباری آنها هستند. از اینروست که پان ایرانیستها ( =شونیستها) به پان فارس نیز معروف گشته اند.

مرامنامه شونیسم فارس را میتوان در نژادپرستی آریایی، ترک ستیزی، عرب ستیزی، اسلام ستیزی، باستان گرایی و تبلیغ دین زرتشت خلاصه کرد. اگرچه جرقه های شونیسم فارس قبل از رژیم پهلوی و تحت تأثیر غربیان در ایران زده شده بود، ولی ارتقاء آن در حد یک سیاست حکومتی از زمان رضاخان شروع شد. از بنیانگذاران باستان گرایی و شونیسم آریایی نیز می توان از آخوندزاده، جلال الدین میرزای قاجار، میرزا ملکم خان و در نسل بعد، سیدحسن تقی زاده، کاظم زاده ایرانشهرتبریزی، محمودافشار، احمدکسروی، تقی ارانی، ملک الشعرای بهار، رضازاده شفق، محمد علی فروغی، جوادشیخ الاسلام زاده، یحیی ذکاء و ... نامبرد.(5)

ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط بالاجا خوخان در تاریخ 1390/9/18 و 22:00 دقیقه ارسال شده است

سلاملار
چوخ ساغ اولون کی بالاجا خوخان باش چکیب و گؤزل دوشونجه لریزی یازیب سینیز
بالاجا اوغلونوزون شکیل گؤنردین تا سیته قویاق بالاجا خوخان اویولداشلاریلا بیر یئرده اولسون
ناغیل گؤندرسز منتدار اولوق
اگر سیته یه اویغونو اولورسا فایدالاناریق
سیزه اوغورلار دیلریک


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
آذربایجان منیم ائلیم، آذربایجان منیم دیلیم، دوغراسالار دیلیم دیلیم، باشقا دیله چؤنن دئيیل، دیلیم اؤلسه من ده اؤللم، آنا دیلیم اؤلن دئيیل، باشقا دیله دؤنن دئیيل . anadilim@ymail.com
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
    آمار سایت
  • کل مطالب : 174
  • کل نظرات : 214
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 20
  • آی پی امروز : 2
  • آی پی دیروز : 11
  • بازدید امروز : 27
  • باردید دیروز : 14
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 3
  • بازدید هفته : 125
  • بازدید ماه : 463
  • بازدید سال : 1,616
  • بازدید کلی : 183,147