close
تبلیغات در اینترنت
آشيق كيست
loading...

آذربایجان

آشيقلار(مقدمه فارسي)بدون شک فولکلور آذربايجان يکي از غني‌ترين ادبيات شفاهي (عاميانه) در بين همه ملل جهان است. فولکلور آذربايجان علاوه بر انواعي که مشابه آنها در بين ساير ملل دنيا نيز رايج است, دو شاخه عمده ويژه‌ا نيز دارد که دريايي بي‌کران از ادبيات مردمي, معدني سرشار از زيبايي و ظرافت است که جنبه‌هاي گوناگوني از پروسه‌هاي اجتماعي از قبيل رويدادهاي تاريخي و آداب و رسوم و عادات و عنعنه‌جات و مبارزات و قهرماني‌ها و رنج‌ها و شادي‌ها و ناکاميها و کاميابي‌هاي مردم آذربايجان را در خود منعکس مي‌سازد که…

آشيق كيست

آذربایجانلی بازدید : 393 جمعه 27 آبان 1390 زمان : 21:58 نظرات ()

آشيقلار
(مقدمه فارسي)
بدون شک فولکلور آذربايجان يکي از غني‌ترين ادبيات شفاهي (عاميانه) در بين همه ملل جهان است. فولکلور آذربايجان علاوه بر انواعي که مشابه آنها در بين ساير ملل دنيا نيز رايج است, دو شاخه عمده ويژه‌ا نيز دارد که دريايي بي‌کران از ادبيات مردمي, معدني سرشار از زيبايي و ظرافت است که جنبه‌هاي گوناگوني از پروسه‌هاي اجتماعي از قبيل رويدادهاي تاريخي و آداب و رسوم و عادات و عنعنه‌جات و مبارزات و قهرماني‌ها و رنج‌ها و شادي‌ها و ناکاميها و کاميابي‌هاي مردم آذربايجان را در خود منعکس مي‌سازد که نظير آن, در بين ملل ديگر بجز بعضي از ملت‌هاي ترک زبان آنهم نه به اين وسعت, مشاهده نمي‌شود.
يکي از آن دو شاخه مهم فولکلوريک مورد بحث هنر (عاشيقي) است که خود جامع چندين هنر مهم از جمله شاعري, آهنگسازي, داستانگوي, نوازندگي, خوانندگي, اکتوري و ديگلماسيون و لطيفه‌گويي و غيره مي‌باشد.
آشيق‌‌ها محبوبترين هنرمندان مردمي هستند و با مردم رابطه بسيار نزديکي دارند زيرا آشيقي خود زاييده از بطن اجتماع بوده و پديده ايست که از داخل زندگي مردم جوشيده و موجودت يافته و با آن‌ها رشد و نمو کرده و متبلور شده است, آشيق کس است که در روستاها و کشتزارها و در شهرها و در ميان مردم زندگ مي‌کند.

 


يک آشيق، مداح و ستايشگر اجتماع خويش است که در دردها و رنج‌ها و آرزوها و شادي‌ها و سرگذشت‌هاي قومي آنها را با نواي ساز و صداي ملکوتي و ترانه‌هاي ملکوتي و ترانه‌هاي دلنواز خويش در مجالس و محافل بازگويي مي‌کند و افتخارات و قهرماني‌هاي آنها را به وصف کشيده و برمي‌شمارد. در اغلب اشعار و تصانيف آشيقي طبيعت زيباي آذربايجان, کوههاي بنام, جنگل‌هاي سرسبز, چمن‌ها و مرعزارهاي پرعلف و ييلاقها و قشلاقها و رودخانه و حتي شعرها و روستاها با نامشان, مضمون اشعار آشيقها قرار گرفته و توصيف و ستايش مي‌گردد.
آشيق در حقيقت نماينده و سخنگوي اجتماع است و هر چه مي‌گويد از جانب «او» و درباره «او» مي‌گويد داستانهاي آشيقي, تبلوري است از آرزوها و آرمانهاي مردم و ملهم از رنج‌ها و شاديهاي آنان, سخن آشيق سخني است که از دل سرچشمه مي‌گيرد و لاجرم بر دل نيز مي‌نشيند.
در قديمي‌ترين اثر کتبي ماند هبه زبان آذربايجاني (اوغوزي) موسوم به کتاب «دده قورقود علي لسان‌العز» که در تمام دنيا دو نسخه بيشتر (در آلمان و واتيکان) از آن در دست نيست, براي آشيق در آنزمان «اوزان» بر وزن مغان خوانده مي‌شدند مقامي بس بلند و ارجمند قائل شده است. اوزانها ريش سفيد قوم و مورد مشورت مردم هستند و هر جا که مشکلي پيش مي‌آيد و گرهي در کار باشد بسراغ آنها مي‌روند تا بر سر انگشتان تدبيرشان گشوده شود. «او» در ميان مردم مقام مقدسي دارد, همه از او حرف‌شنوي دارند هر جا حادثه‌اي وحدت ملي و قومي را تهديد مي‌کند اوست که با پا در مياني خود غائله را ختم و از بروز کينه و نفاق در ميان ايل خود جلوگيري مي‌کند. اوزان‌ها سازي داشته‌اند که «قوپوز» ناميده مي‌شده است.
هنر آشيقي پديده و صورتي ويژه و استثنائي از اشکال فولکلوريک است که به تنهايي دنيايي از ادبيات شفاهي مردم و نمايشگر پروسه‌هاي متنوع و متعددي از حالات اجتماعي و مراحل مختلف معيشت و فعاليت‌ها و مبارزات مردم براي رهايي از قيد ستم خودکامگان تاريخ و منعکس کننده حوادث خوب و بدي است که بر مردم گذاشته است, به عبارتي خود يک فولکلور کامل است.
يک نفر آشيق, داستانگوي دوره گرد است که سازي سنتي به همراه دارد. اين ساز در آذربايجان معمولا 7 سيم دارد و در بين ترکمانها 2 تار مي‌باشد. در ميان ترکان قشقايي که زماني از ترکان آذري جدا شد هو در ايالت فارس و قسمت‌هاي شمالي خليج فارس توطن اختيار کرده‌اند نيز آشيقهايي هستند که با ساز يا «چگور»هاي خود در ييلاق و قشلاق ايل خود را همراهي مي‌کنند.

آشیق چنگیز(سازینین تئل‌لرینین سسی آللاه وئرگی‌سی دیر)  


اين سازها براي آشيق اهميت و ارزش ويژه‌اي دارند, در حکم سلاح است براي يک مرد جنگي به تعبيري ديگز ساز ناموس آشيق است و معمولا با قطعات صدف و نقره و نگين‌ها و تصوير خود آشيق و غيره مزين و آراسته گرديده است. پوشش مخصوصي دارد که موقع غير کار درون آن گذاشته و معمولا از ميخي بر ديوار آويزان مي‌کنند.
آشيق هنرمندي است که همراه با ساز خود در جشن‌ها و عروسي‌ها و مجالس ديگر و در بعضي قهوه‌خانه‌ها (در گذشته) داستانهاي فولکلوريک مخصوصي را با لحن دل‌انگيزي نقل مي‌کند و اشعار مخصوص هر داستان را با آهنگ آن که غالبا آن نيز مخصوص است و در جاي خود در داستان, از زبان قهرمانان داستان و همراه با ترنم دلنواز ساز و با صوت داودي خويش مي‌خواند. اين داستان‌ها مانند «کوراوغلي», «اصلي و کرم», «شاه اسماعيل», «شاه عباس و زهره خان», «عاشيق غريب و صنم» و غيره که از وراء قرنها سينه به سينه نقل و تا به امروز رسيده است و امروز اپراهايي براي بعضي از آنها تصنيف شده است از کثرت تکرار, ازبر يکايک روستائيان و مردم عادي ديگري هست. با همه اينها هيچ آذربايجاني از شنيدن مجدد آنها نه تنها دلگير نمي‌شود بلکه هر بار لذت بيشتري نيز از شنيدن آن احساس مي‌کند و از فرياد آشيق همراه با طنين سيم‌هاي سازش بجوش و خروش درمي‌آيد.
اشعار آشيقي و بطور کلي تمام انواع منظوم فولکلور آذربايجان در قالب هجا هستند و همين امر مؤيد اين است که قاعده شعري آذربايجان هجا است و نه قواعد عروضي, زبان‌شناسان مي‌دانند که اين مساله در باره زبان فارسي نيز کاملا صدق مي‌کند, منته پشتوانه هزار و اندي سال شعر فارسي (دري) در قالب اوزان و بحور عروضي و آثار بي‌شمار مانده از اساتيد سخن و شعراي گذشته (و حال) که افکار و انديشه خود را عموما در اين قالب ريخته‌اند, امروز مانع از اين است که مشکلي از اين بابت احساس شود. پرواضح است که «خليل بن احمد» واضع قواعد عروضي در اختراع خويش تنها زبان خود يعني زبان عربي را مد نظر داشته است, نه زبانهاي ديگر را.
شعراي آذري گوي آذربايجان نيز در گذشته اشعار خود را عموماُّ در قالب, اوزان عروضي عرضه کرده‌اند ولي ادبيات شفاهي که از ذهن مردم تراوش مي‌يابد بدون هيچ قانوني مطابق خصوصيات زباني خويش بدون استثناء در قالب هجا سروده شده‌اند. و اين خود دليل کافي براي مناسب بودن قواعد هجائي با شعر آذربايجاني است به همان دليل بيش از نيم قرن است اکثر شعراي معاصر آذربايجاني اشعار خود را در قالب هجا مي‌ريزند حتي اوزان عروض را نيز در شعر فعلي با قوانين هجا مي‌سنجد.
اشعار و ترانه‌هاي داستانهاي آشيقي اکثرا يازده هجائي هستند که آنها را «قوشما» مي‌نامند معمولا در قالب مسمط‌هاي مربع و گاهي مخمس است و تعداد بندهاي آنها 3 يا 5و يا 7 تا است و يا هشت هجائي هستند که «گرايلي» ناميده مي‌شوند که آن نيز مسمط مربع بوده و 3 يا 5 يا 7 بندي هستند. انواع ديگري نيز از نظر قالب شعري و صنايع بديعه و غيره وجود دارد مانند استادنامه, تجنيس و قفل بند و غيره که براي احتزاز از اطناب کلام از ذکر و شرح آنها مي‌گذريم.
آشيقها در همه مجالس شادي خصوصا عروسيها حضور دارند بدون وجود آنها شادي معني و مفهومي پيدا نمي‌کند, يک آشيق در درجه اول شاعر است و شعر مي‌سرايد, آهنگساز است زيرا براي اشعاري که سروده است آهنگ مي‌سازد, داستانگويي ماهر و بذله‌گويي خوش بيان است. اکتور و هنرپيشه است زيرا ژست و اداهاي قهرمانان داستان را مجسم مي‌کند و نوازنده و خواننده است که همراه با ساز سنتي خود آهنگ‌هاي دلنشين فولکلوري را مي‌خواند, موسيقي‌شناسي است که با بيش از 70 آهنگ آشيقي آشنايي دارد. بطور کلي جامع همه اين هنرهاست.
اغلب اشعاري که آشيقها با مردم عادي در روستاها مي‌خوانند معمولا ساخته آشيق‌هاي مشهور و اساتيد اين فن در گذشته مي‌باشد که آهنگ نيز از خود آنها (سرايندگان) شعر) مي‌باشد و بدين ترتيب آشيق‌هاي ماهر و مشهور و آثار آنها براي هميشه جاودانه مي‌مانند. همه مردم آنها را ياد مي‌گيرند و کساني که دو دانگ صدا دارند در مجالس و محافلي که آشيق حضور ندارد يا در حضور آشيق همراه با نواي ساز او, آنها را مي‌خوانند به همان دليل آشيق‌هاي ماهر گذشته هرگز فراموش نمي‌شوند و تعداد اينگونه آشيقهاي معروف بسيار است و اينک به نام چند نفر از آنها اشاره مي‌کنيم.
آشيق قرباني (معاصر شاه اسماعيل) آشيق عباس توفارقانلي (توفارقان دهخوارقان, آذر شهر فعلي) معاصر شاه عباس ـ خسته قاسم اهل قريه تيکمه داش بستان‌آباد) ـ آشيق علسگر ـ آشيق واله ـ آشيق شمشير و آشيق آلي (علي) که استاد بيش از صد آشيق معروف از آن جمله آشيق علسگر فوق‌الذکر بوده است!
آشيق‌هاي معاصر نيز بعضي در محل و بعضي در سطح ملي و برخي حتي بيشتر شهرت و محبوبيت دارند و براي اينکه حقي از کسي ضايع نشود از ذکر نام آنان خودداري مي‌کنيم.
هنر آشيقي از طريق استاد شاگردي نسل به نسل منتقل مي‌گردد, چاشني اصلي داستانهاي آشيقي همانا عشق است و قهرمانان داستان غالبا سمبل جامعه و فريادگر مبارزات و عصيان توده‌هاي مردم بر عليه ظلم و ستم فئودالها و اربابان و سلاطين دولتمردان خودکامه هستند که مردانه بر عليه زورگوئيها و بيدادگريهاي آنها برپا خواسته‌اند ولي همواره شيريني تلاش آشيق در راه وصال به معشوقه است که در سرتاسر داستان سايه افکنده است.
آشيق‌ها در گذشته در حضور جمع با هم مسابقه مي‌داده‌اند و اشعاري موسوم به «دئييشمه» (مناظره) بين آنها رد و بدل مي‌شده است که اغلب متضمن معماهايي بوده که طرف ديگر بايد آن را بگشايد و با همان شعر و قافيه جواب او را بدهد. کسي که در اين مسابقه متوقف شود مجبور است که ساز خود را تسليم آشيق ديگر کرده و دست از اين هنر بردارد. از جمله اينها مناظرات بين خسته قاسم و لزگي احمد داغستاني مي‌باشد که نشانگر نبوغ و ذکاء و وسعت معلومات و مهارت شاعري هر دو آشيق بوده است.
در سالهاي اخير درباره آشيق‌ها تذکره‌هايي نوشته و آثار آنها ضبط گرديده است. زيرا گفتيم يک آشيق شاعر نيز مي‌باشد با اين تفاوت که اگر اشعار شعرا خوش‌آيند طبقه خاصي باشد اشعار آشيقي به خاطر زيبائي و ظرافت و نازک انديشي‌هايي که در آنها بکار رفته است خوش‌آيند همه مي‌باشد.
قهرمانان داستانهاي آشيقي خود نيز عموما آشيق مي‌باشند حتي اگر شاه اسماعيل با شاه عباس و يا هر کس ديگري باشد. آنها شمشير و ساز را با هم دارند. در جايي شمشير بکار مي‌برند و در جايي نيز ساز را روي سينه گرفته به مناسبت حال اشعار نغزي مي‌خوانند در حالي که منصفان اصلي اين اشعار سازندگان و داستانها بهيچوجه شناخته نيستند, در بند آخر شعرها نيز نام قهرمان داستان مثلا کوراوغلي يا کرم و غيره بعنوان تخلص آورده مي‌شود گويي که خود آنها سراينده اين اشعار بوده‌اند ولي در اشعار مستقل ديگر تخلص خود آشيقهاي سراينده شعر آورده مي‌شود.
هنر آشيقي از تأثير مذهب نيز بر کنار نيوده است و با آن در رابطه نزديک مي‌باشند في‌المثل تقريبا در همه داستانهاي آشيقي قهرمان داستان, حضرت علي (ع) را در خواب مي‌بيند و جامي را از دست او گرفته و مي‌نوشد و حضرت تصوير معشوقه و مکان وي را به او نشان مي‌دهد و از آن لحظه او خود را مکلف مي‌بيند که هر کاري که دارد رها کرده و براي يافتن معشوقه راهي ديار او گردد. در عين حال همزمان با آن معشوقه نيز خواب مشابهي را مي‌بيند و مهر عاشق را بدل مي‌گيرد و بي‌صبرانه در انتظار آمدن او دقيقه‌شماري مي‌کند. بدين ترتيب عشق در اين داستانها جنبه تقدسي به خود مي‌گيرد گاهي نيز که آشيق در راه وصال در مهلکه غيرقابل نجاتي گير مي‌کند حضرت علي(ع) بر وي ظاهر مي‌شده و او را از آن ورطه هلاک نجات مي‌دهد غالبا آشيقهاي واقعي با عنوان «حق آشيقي» يعني (عاشق حق) ناميده مي‌شوند.
در بين آشيق‌ها کساني نيز بوده‌اند که تحصيلات ديني داشته لقب ملايي گرفته‌اند مانند «ملا جمعه» که از آشيقهاي معروف مي‌باشد و نيز خسته قاسم يکي از معروفترين چهره‌هاي آشيقي مدتها در نجف اشرف مشعول تحصيل علوم دينيه بوده است. همانطور که اشاره شد هنر آشيقي در قديم جنبه تقدسي داشته و آشيق‌ها مورد احترام همه بوده‌ند و کشيدن شمشير بر آشيقي که ساز همراهش بوده حرام شمرده مي‌شده است.
در خاتمه اين قسمت از بحث مربوط به آشيق‌ها دو بند از شعر معروف آشيق علي‌عسگر را در صفات و مشخصاتي که يک عاشق بايد داشته باشد, سروده نقل مي‌کنيم:
آشيق اولوب ترک وطن اولانين
ازل باشدان پر کمالي گرکدير
اوتوروب, دورماقدا, ادبين بيله
معرفت علمينده, دولو گرکدير
خالقا حقيقتدن مطلب قانديرا
شيطاني اؤلدوره, نفسين يانديرا
ائل ايچينده پاک اوتورا, پاک دورا
داليسينجا خوش صدالي گرکدير
ترجمه فارسي
کسيکه آشيق شده ترک وطن مي‌کند
از ابتدا بايد پر کمال باشد
در نشست و برخاست با ادب باشد
از علم و معرفت مالا مل باشد
به مردم از حقيت سخن بگويد
نفس بسوزاند و شيطان بکشد
به پاکي و صفا مشهور باشد
به پشت سر نام نيکش بيايد
هومانيستي (واقع گرايانه و انساندوستانه) بودن محتويات آنهاست که از خرافات و خيالبافي‌هاي غيرملموس بدور بوده و از زندگي واقعي صحبت مي‌کند و نامردمي و ستم‌گري را تقبيح و از مظلومان و زحمت‌کشان جامعه حمايت مي‌کند.
ميرهدايت حصاري

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
آذربایجان منیم ائلیم، آذربایجان منیم دیلیم، دوغراسالار دیلیم دیلیم، باشقا دیله چؤنن دئيیل، دیلیم اؤلسه من ده اؤللم، آنا دیلیم اؤلن دئيیل، باشقا دیله دؤنن دئیيل . anadilim@ymail.com
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
    آمار سایت
  • کل مطالب : 174
  • کل نظرات : 214
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 20
  • آی پی امروز : 7
  • آی پی دیروز : 19
  • بازدید امروز : 52
  • باردید دیروز : 27
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 85
  • بازدید ماه : 229
  • بازدید سال : 4,204
  • بازدید کلی : 185,735